سفیـــــد

عمار امام خامنه‌ای

خودم نِیَم، که خودم در شلمچه جا مانده است ...





دوبـــاره تــنــگ شـــد این دل، ولـی برای خـودم         بـرای گریـه‌ی یـکریز و هـای های خـــودم

خودم نِیَم، که خودم در شلمچه جا مانده است دوباره کاش بیفتم به دست و پای خودم



نمی‌دونم شلمچه رو از نزدیک دیدی یا نه؟ من وقتی عاشق شلمچه شدم که اولین بار دیدمش. تو همون نگاه اول دلم گیر کرد اونجا.


اولین بار اسفند 88 بود. با کاروان بسیج دانشجویی پیام نور. همون تو پارکینگ بچه‌ها شروع کردن. الانم که دارم می‌نویسم دقیقا جلوی چشام هس. انگاری خیلی خیلی جای عجیبی بود که این‌طور شروع شده بود. یادش بخیر. شلمچه همون جا نمک گیرم کرد.

الانم بی‌قرار شلمچه‌ام. بی‌قرار خاک نمک‌گیرش. بی‌قرار سکوت پر از فریادش. بی‌قرار یادمانش، بی‌قرار غروبش، بی قرار خودم ...


خودم نِیَم، که خودم در شلمچه جا مانده است ...


شلمچه شلمچه شلمچه


التماس دعا

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 06:09 ب.ظ | نویسنده: حاجی | چاپ مطلب
نظرات (11)
پنج‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1392 06:12 ب.ظ
در هوای دوست [ ]
امتیاز: 1 0
لینک نظر
چند روزی است دلم عجیب هوای پریدن دارد
از تو که پنهان نیست...
دیگر هیچ چیز آرامم نمیکند به جز هوای وصالت
دوست می دارم خلوتی را که تو فقط باشی و من
و دوست تر می دارم بساط خلوت را تو پهن کنی
میشود آیا؟!
از تو که پنهان نیست...
این روزها جسمم را هم
هوای تو بی تاب کرده است
ای کاش ....
پریدنی بودم
جمعه 7 تیر‌ماه سال 1392 12:33 ق.ظ
نفس [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آخرین دلنوشته های شهدای کانال کمیل:
امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم؛ آب را جیره بندی کرده ایم، عطش همه را هلاک کرده است؛ همه را جز شهدا... که حالا کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند، دیگر شهدا تشنه نیستند. سلام ما را به امام برسانید؛ از قول ما به امام بگویید همان طور که فرموده بودید حسین وار مقاومت کردیم، ماندیم و تا آخر جنگیدیم...

ما هم اینچنین محاصره ایم؟؟ نان و آب ما هم جیره بندی شده است؟؟
شهدا دستمان را بگیرید....تا دنیا فریبمان ندهد.
پاسخ:
خیلی ممنون از متن‌تون ...
جمعه 7 تیر‌ماه سال 1392 03:42 ب.ظ
حاجی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام هم‌سنگری‌ها، این نوشته رو جایی از کسی دیدم به دلم نشست ...
دلم براتون تنگ شده...نمیدونم چرا نمیشه در مورد شما قلم بزنم...ترسم از اینه که دیگه نگام نکنید...چرا چند روزه توفیق نوشتن در مورد شما رو پیدا نکردم...قربون مظلومیتتون برم...قربون دلای پاک و عمل مخلصتون برم که دنبال هیچی نبودید الا رضایت خدا...قسمتون می دم به جان مادرتون حضرت زهرا...که یه دست رو دل گناهکارم بکشید....این آدم ها فکر می کنند من و شما با هم یه سر و سری داریم...حالا که اینطوریه در خونتون رو به روم نبندید...بذارید تا آخر عمر رفیقتون بمونم...این دلم بی شما و یادتون سر و سامانی نداره به خدا...شهدا سلام منو به ارباب بی کفن برسونید...بهش بگین اگر یه لحظه نظر عنایتش ازم برداره می میرم...منم دلم می خواد بیام پیش شما و ارباب...من خجالت می کشم کفن داشته باشم اما اربابم بی کفن باشه...من از خودم و بدی هام شرم دارم...آخه حسین (ع) خرج ما شد....شهدا خرج ما شدند...چطور جوابشون بدم خدایااااااااا!
جمعه 7 تیر‌ماه سال 1392 03:44 ب.ظ
حاجی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شهید بهشتی .......

غذای زندانش نان و آب بود. به شوخی و تمسخر میگفتند«خوش مزه است؟»

میگفت« اگر بیرون هم خورده باشی بله،خوش مزه است.»

بعدها شد رییس دیوان عالی کشور،خیلی از روزها غذایش نان و ماست بود.

شادی روحشون صلوات ...
جمعه 7 تیر‌ماه سال 1392 06:02 ب.ظ
s.kh [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
یک پست (بحث و نظر سنجی ) درمورد مشکلات جوانان داریم.
خوشحال میشیم با حضورتون و نظراتتون کمکی کنید برای رسیدن به نتیجه بهتر
جمعه 7 تیر‌ماه سال 1392 06:03 ب.ظ
s.kh [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شلمچه بوی کربلا میداد
یکی شلمچه یکی طلاییه
از آدم دل می بره...
طلاییه عجب طلایی ایه
شنبه 8 تیر‌ماه سال 1392 12:23 ق.ظ
حاجی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

امشب دلم گریان است عجیب... و سیل اشک روانه...
از بس حرف دارم حرفم نمی آید، راستش را بگویم؟ دلم برای خودم تنگ
شده، برای خودم که بی قرار تو بود و بی ذکر و یاد تو خوابش نمی برد، این روزها
خودم خودش را به خواب زده خودش را دل خوش کرده به هیچ...
هیچ کس هیج جا هیچ چیز برای او تو نمی شود...گاهی می اندیشم تو هم
مرا اینقدر عاشق هستی؟ اصلا مرا دوست داری؟ تو هم از دوری من گریان میشوی؟ اصلا
عشق مرا به حساب می آوری؟ آخر من ذره ای هم نیستم، این همه خوبان تو را عاشق
اند...
عشق من خواب زده به بلندای تو نمی رسد، به گمانم خودم را
میان این وادی گم کرده ام...شاید آن را به کسی سپرده ام که مرا خوابم کرده....بیا و با دلم کمی راه بیا و این خواب زده را آرام کن...روزگارم عجیب غربتکده ای شده و من قد عشقم به بلندای تو نمی رسد...
من ناقابل کجا و شراب ناب کجا؟!
دستان لرزان من کجا و گیسوان یار کجا؟!
جزیره ی جان من کجا و اقیانوس دستان تو کجا....
شنبه 8 تیر‌ماه سال 1392 08:23 ق.ظ
s.kh [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوباره اومدیم!
اینکه منطقی نیست رو قبول دارم ولی میخوام بحث به یک جای برسه و هدف داره برنامه. بخاطر همین اینطور و از اینجا شروع شده
به نظر من اگر جوان ها زودتر ازدواج کنند زودتر مسئولیت پذیر می شوند. زودتر مدیر می شوند و در کل چون بی کار نمی مانند خیلی آفت ها را دچار نمی شوند!و...
پاسخ:
سلام ....
ازدواج زود معنی مشخصی نداره. زودتر از کی؟ مسئولیت‌پذیری با این نوع ازدواج معنی پیدا نمی‌کنه. مسئولیت‌پذیری می‌تونه با خیلی اتفاقات دیگه هم رقم بخوره. ازدواج نه زودش خوب هس و نه دیرش. باید به موقع باشه. ممکن هس برای یکی 20 و برای یکی 30 سال باشه.
با این اوصاف فک کنم نظر شما این هس که مسئله‌ی اصلی جوان‌ها ازدواج هس ک باز چون شرایط فرد فرد جامعه رو بایستی در نظر گرفت نمی‌شه این‌جوری نتیجه‌گیری کرد. برای هر کسی مسئله و مشکل متفاوتی وجود داره ک باز برای هر کسی ی راه‌حل متفاوت وجود داره.
موفق باشید
شنبه 8 تیر‌ماه سال 1392 12:09 ب.ظ
نینجای سایبری [ ]
امتیاز: 0 1
لینک نظر
حاجی سلام...خوب تریبون درست میگه دیگه...دوتا مشکل تو جامعه داریم اگه حواشی رو بزرایم کنار با استناد به دو اصل میتونیم نصف مشکلات جامعه رو حل کنیم...؛ازدواج واشتغال؛....یاعلی....
پاسخ:
سلام علیکم ...
خب نظرات افراد در مورد مسائل مختلف ممکن هس با همدیگه هم‌خوانی نداشته باشه. من نظرم رو عرض کردم. هر حال همون‌طور که تو وبلاگ تریبون نوشتم ازدواج و اشتغال سهم بزرگی از مشکلات جوووون‌ها هس. تفضیلی نوشتم اونجا.
موفق باشید
شنبه 8 تیر‌ماه سال 1392 03:33 ب.ظ
نینجای سایبری [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام حاجی...این مادیات ومعنویاتی که برشمردید رو بیان کردم...تو تریبون...اما الان برای خونواده هافقط در مرحله ی اول مادیات مهمه...معنویات در مرحله ی مهم هستش اون هم تو مرحله ی دوم...بقیه اگه واقعا اینقدر رویایی پیش میرید حاضرم تو تریبون بحث کنم...یاعلی
شنبه 8 تیر‌ماه سال 1392 06:17 ب.ظ
s.kh [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بازم تشکر
بنده دربرار حرف شما ناایستاده ام
با توجه به بحث که رفت طرف این موضوع این صحبت ها را مطرح کردیم
درضمن قرار نیست تمام مشکلات مطرح بشه. ما هدفمون اینه که بزرگترین مشکلات جوان هارا بشناسیم.و ببینم میشه راه حلی برایش مطرح کنیم
با کمک دوستان البته.
پاسخ:
سلام علیکم ...

کناره‌گیری بنده هم از بحث دلیل‌اش خودم هستم فقط خودم ...

والعاقبه للمتقین
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد