X
تبلیغات
رایتل

سفیـــــد

عمار امام خامنه‌ای

از زمین ب آسمان !!!







- از زمین ب آسمان، از زمین ب آسمان، از زمین ب آسمان

آسمان به گوش باش... زمین پیغام می‌ده.

- کسی اونجا نیست؟؟؟

- از زمین ب آسمان، از زمین ب آسمان...


- .........................................


- زمین صحبت می‌کنه، آسمان گوش کن:

اینجا زمینه. ما هم آدم‌های روی زمینیم. اینجا وضع خیلی خرابه.

دشمن از هر سو ما رو محاصره کرده، دیگه حتی ی قطره معرفت برای خوردن نداریم. قمقمه‌ی قلب بچه‌ها خالی شده.

- گوش می‌دی چی می‌گم آسمان؟؟؟


- .........................................


- ما احتیاج ب کمک داریم. ب سید شهیدان  اهل قلم بگویید برای ما زمینیان پیغامی بفرستد. ب مطهری و بهشتی و دکتر چمران بگویید اینجا دیگه مغزی برای تفکر نمونده. حاج همت، سردار باکری، مرتضی یاغچیان و بقیه بچه‌ها رو مثبت کنید زمین!!!

به شهید امینی بگویید برای ما هم از اون پیشونی بندها بفرستد.

- از زمین ب آسمان، از زمین ب آسمان


- ........................................


- من از زمین تماس می‌گیرم. باز هم می‌گویم اینجا وضع خیلی خراب و فجیع است. بچه‌ها اجازه مطرح شدن ندارند. مهماتشان تموم شده. از دست مد خسته شدیم . اینجا بی‌حجابی اذیتمون می‌کنه...

- از زمین ب آسمان، از زمین ب آسمان


- .......................................


- ما احتیاج ب کمک داریم. اگر صدای مرا می‌شنوید برای ما نیرو بفرستید. اینجا پارازیت ماهواره‌ها نمی‌زاره با شما تماس بگیریم. دشمن هر لحظه جلوتر میاد. تعداد زیادی از بچه‌ها شهید شدن.


فلسطین، مصر، سوریه، میانمار شدن گودی قتلگاه...


همه جا بوی خون و آه میاد من از زمین با شما صحبت می‌کنم.


با شما ک در هر جای این آسمان هفت طبقه سکونت دارید صدای مرا بشنوید و دست‌های ما را یاری کنید.




سلام رفقا ...


این روزها یکی از مهمترین محل‌های توجه مجلس و حرف‌ها و رای‌های اونهاست !!! از خدا و امام زمان کمک می‌خوام و دعا می‌کنم برای صلاح مملکتم !!! نمی‌خوام تحلیل بنویسم ب اونچه ک در مجلس می‌گذره فقط دعا کنیم، دعا برای صلاح مملکت !!!


بعد از مشخص شدن رای اعتماد نوشت:


فک کنم فهمدید چی ب چی شد دیگه !!! کیا رای آوردن کیا ن! هر حال ی چیزی از بین همه‌ی این حرف‌ها ک واسم مهم بود و در بین این گفتگوها می‌شد فهمید نوع تفکر بعضی از نمایندگان بود. اشخاصی رو می‌شد تشخیص داد ولی بعضی در این امتحان سربلند شدن و بعضی‌ها ن. این ک چ اتفاقاتی افتاد هم مهم هست ولی ...


موفق و پیروز باشید ...

والعاقبه للمتقین


تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 07:47 ب.ظ | نویسنده: حاجی | چاپ مطلب
نظرات (14)
پنج‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1392 08:36 ب.ظ
مانیفیست [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام...

سردار یکتا میگفت:تا یکم اوضاع مملکت به هم میریزه چند تا شهید به همدیگه میگن بچه ها اوضاع شهر به هم ریخته باید یه کاری کنیم بعد تصمیم میگیرن پلاکهاشونو بیرون بیارن و نشون بچه های تفحص میدن !
این چند تیکه استخوان میان و شهرها رو به هم میریزن,این یعنی نهایت کار فرهنگی...
امروز مثل چند روز اخیر نشسته بودم جلوی شبکه خبر یه لحظه شبکه رو عوض کردم دیدم باز گروه تو تفحص دست پرن و من فهمیدم باز خبری هست...

برای تسکین دل حضرت آقا صلوات
پاسخ:
سلام علیکم ...

درسته! امروز خبرش رو زیرنویس از شبکه خبر دیدم. 92 اگه اشتباه نکنم شهید از مرز شلمچه وارد شدن ک شهدای هور الهویزه و فکه بودن !!!

ایشالله نظری هم ب شهر ما بکنند !!!

اللهم صل علی محمد و آل محمد

والعاقبه للمتقین
پنج‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1392 10:05 ب.ظ
تنها [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
معلم برای سفیدبودن دفترنقاشی ام تنبیهم کردوهمه به من خندیدند.......
امامن خدایی راکشیده بودم که همه میگفتنددیدنی نیست.....!!!!
آری این همان خدایه طبس هست"همان خدایه همراه غواصان"همان خدایه دیده نشده,.....
سلام....
خدابه رهبرمون حضرت آقاطول عمربده تاظهورحجت...
آمین یارب العالمین

انشاله که این کارایه مجلس خیره!!!
پاسخ:
سلام علیکم ...

ممنون !!!

ی روز علامه جعفری سوار تاکسی شده بودند، در مسیر راه نفس عمیقی می‌کشه و از ته دل می‌گه: ای خدای من!
راننده تاکسی با اعتراض می‌گه ی جوری می‌گی ای خدای من ک انگار فقط خدای شماست!
ایشان در جواب فورا دو بیت از سعدی می‌خواند:
چنان لطف او شامل هر تن است
ک هر بنده گوید خدای من است
چنان کار هرکس ب هم ساخته
ک گویا ب غیری نپرداخته

الهی آمین !!!

والعاقبه للمتقین
پنج‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1392 10:55 ب.ظ
باران... [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
تیپ تو قشنگ بود. توی عکس ها و پوسترها زیاد دیده بودمت. توی فیلم ها قشنگ و مهربان می خندیدی. یاعلی می گفتی و دل شیر پیدا میکردی برای جنگیدن.

من عاشق تو شده بودم. می خواستم کاملا عین تو باشم; همانقدر تو دل برو و صمیمی...

لباس خاکی ات را به تن کردم.همان لبخند گرم تو را توی صورتم کاشتم. تسبیح یادگاری ات را که بوی خاک شلمچه می داد دست گرفتم و دست آخر چفیه ی دوست داشتنی ات را دور گردن انداختم. جلوی آینه چندبار قدم زدم.خودم را حسابی ورانداز کردم.تیپم کامل شده بود.اما من گفته بودم که می خواستم کاملا عین تو باشم.حالا باید مثل تو رفتار می کردم.باید مرامم هم مثل تو می شد. باید نترس می شدم.باید سنگر علم را نگه می داشتم.باید از نام و نان می گذشتم. باید خدایی می شدم.باید بادکنک های رنگی و خالی دور و برم را می ترکاندم. باید حقیقت بینن می شدم.اما خداییش این یکی سخت بود. من آن همه زحمت کشیده بودم که تیپم عین تو باشد.اما اگر می خواستم مرامم هم عین تو باشد می بایست طرف حسابم فقط خدا می شد...

اسمت را چسبیده بودم و رسمت را رها کرده بودم.نصفه نیمه شبیه تو شده بودم. لبخند ملیح تو هنوز توی صورتم بود.اما دلم.راه و رسمم.منش زندگی ام. اخلاقم...; وای ! من آبروی چفیه ی تو را بردم........
اینروزا خ ابروی چفیه ی شهدا رو میبرن....متاسفانه
بعضی ها
فقط ظاهر سازی میکنن و در عمل ..... !!
پاسخ:
سلام علیکم ...
فوق‌العاده بود، ممنون.


چفیه هاتان را به دست فراموشی سپردیم و وصیت نامه هایتان را نخوانده رها کردیم .

پلاکهایتان را که تا دیروز نشانی از شما بود امروز گمنام مانده است .



کسی دیگر به سراغ سربندهایتان نمی رود ،

مزارهای گلگونتان که همیشه مهبط ملائک بوده امروز بی زائر شده است.



دیگرکسی نمی پرسد مزار باکری کجاست؟ و چرا شهید محمدرضا در قبر خندید؟



وقتی می گویند: یک گردان که همگی سربند یا حسین (ع ) بسته بودند

شهید شدند دیگر تعجب نمی کنیم.



وقتی می گویند : تنی معبر عبور دیگران از میدان مین شد دیگر شانه هایمان نمی لرزد.



وقتی می شنویم گروهی از مجروحان و اسرا را در فکه با دست و پای بسته زنده به گور کرده اند

دیگر بغضمان نمی گیرد.



دیگر نمی پرسیم به کدامین گناه هفتاد پاسدار را در شهر پاوه سربریدند.



وقتی می گویند بعد از پانزده سال پیکر شهیدی را سالم

از زیر خاک بیرون آوردند دیگر تعجب نمی کنیم.



وقتی می گویند شهیدی در قبر، به اذن دعای مادر ،

چشمانش را باز می کند دیگر اشکمان نمی آید.



دیگر کسی از گردان حنظله نمی نویسد.دیگر کسی از سه راهی شهادت نمی گوید و ...

والعاقبه للمتقین
جمعه 25 مرداد‌ماه سال 1392 02:46 ق.ظ
تخریب چی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام داداش.
حال کردی مجلس رو!؟
دولت نهم و دهم با این که اصولگرا بود بازم نتونسته بود از مجلس اینطوری رای اعتماد بگیره... آخه دلیلش این بود که احمدی نژاد دم ژنرال باهنر رو ندیده بود...
در هر حال ...
پاسخ:
سلام دااااش
درد منم همینه دیگه، حال کردى على آقا رو چقدر خوش ب حالش بود ...
آغا ى تیکه بیا ملت بفمه کى هستى. علامت حاکم بزرگ میتى کامان رو نشون بده. من ى تیکه بیام
راهنمایی مى کنم دوستان! اسم قدیمى تخریب چى از سه تا کاراکتر تشکیل شده بود. کاراکترهاى m و نقطه و t !!!
آفرین ب شما ک فهمیدى!!!!
جمعه 25 مرداد‌ماه سال 1392 11:08 ق.ظ
یولدان گچن [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
هواحبیب...
خدایا گفتم خسته ام/گفتی:لا تقنطوا من رحمة الله(زمر/53)
گفتم هیچکس نمیدونه تو دلم چی میگذره/گفتی:ان الله یحول بین المرء و قلبه(انفال/26)
گفتم هیچ کسی رو ندارم/گفتی:نحن اقرب الیه من حبل الورید(ق/16)
گفتم فراموشم نکردی/گفتی:فاذکرونی اذکرکم(بقره/152)

خیلی خوب خدامون رو یاد کردین...التماس دعا
پاسخ:
سلام علیکم ...

خیلی ممنون !!!

شهید بزرگوار دکتر چمران:

"دوست دارم از همه کس و همه چیز ببرم و جز خدا انیسی و همراهی نداشته باشم."

والعاقبه للمتقین
جمعه 25 مرداد‌ماه سال 1392 05:17 ب.ظ
نینجای سایبری [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راه محبین علی روشن است


راه حسین و زینبی بودن است



هرکه پِیِ حضرت حق می رود


رخت جهادش همه جا بر تن است



رزم فقط رزم به شمشیر نیست


گاه تفکر به قلم بردن است



کار موید به امام زمان


معنی لبیک عمل گفتن است




کار خمینی چه اثر داشت که


عِلم و عَلَم رونق جنگیدن است



دانش در چلّه اخلاص چیست؟


تیر خلاصی به تن دشمن است



کشته شدن در ره عشق ولی


آرزوی احمدی روشن است
به یاد احمدی روشن.....
...........................................سلام حاجی...
کار ماشاید این است
که میان گل نیلوفرو قرن
پی آواز حقیقت بدویم
.................................
به ماهم سر بزنید.....
پاسخ:
سلام علیکم ...

خیلی ممنون، استفاده کردم !!!

سر می‌زنم !!!

والعاقبه للمتقین
شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1392 01:17 ق.ظ
تخریب چی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام...
داداش جات خالی با برو بچ رفتیم اسب سواری...
البته اسب که چه عرض کنم بیشتر شبیه دانگی بود...
اومدم نگی مخاطب نداری...
پاسخ:
سلام داااش ...

جات خالی بنده رو هم حاج علی ب عنوان راننده برد اهر !!! هش زاد چش و چالمون در اومد با این راه در پیت !!!

آخه چی بگم بهت. مشتری‌هام رو پروندی بعد اومدی می‌گی مخاطب !!!

من اگه ی کودتا نکردم !!! ولی سیزین باش اوجالیغیز بیزم باش اوجالیمیزدی !!!

راستی زهر السون منم می‌خوام! دانگی هم باشه مورد قبول هس !!!

ب قول خودت ...

ماچییییی
شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1392 12:48 ب.ظ
سوگند... [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یادمان باشد که بخندیم همچنانکه نفس میکشیم ، امّا سرمایه خنده ما ، گریه دیگران نباشد
پاسخ:
سلام علیکم ...

بعله، درسته ...
شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1392 02:15 ب.ظ
سوگند... [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
روز ۲۶ مرداد سال ۱۳۶۹، میهن اسلامی شاهد حضور

آزادگان سرافرازی بود که پس از سال ها اسارت در زندان ها

و اسارتگاههای مخوف رژیم بعث عراق، قدم به خاک پاک

میهن اسلامی خود گذاشتند.

آنان در اولین دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی در

شعاری پرمفهوم و احساسی ضمن اعلام بیعت با ایشان

از غیبت پیر سفر کرده زبان به شکوه گشوده و فریاد

برآوردند که: «ای سید حسینی کو رهبرم خمینی».

این سخن اشک را بر چشمان همگان جاری می‌ساخت،

آنان همچنین شعار «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد،

سقای حسین سرور سالار نیامد علمدار نیامد.»

را در این دیدار سر دادند

سالروز آزادگان به میهن اسلامی بر شما مبارکباد
پاسخ:
سلام علیکم ...

اسرا در چنگال دژخیمان خود سرود آزادیند و احرار جهان آنان را زمزمه مى‏کنند(امام خمینی ره)

ممنون و التماس دعا
شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1392 05:06 ب.ظ
دست خدا [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خدا قوت
آپ میکنی خبر بده سر بزنیم کمی این روزها ذهنم وجسمم مشغوله هر دن خبر بده .فراری از خدا، گفته هر وقت دیدیش سلام منو برسون بزن به گوشش، بعد تو پیش خدا عالمی شدجات خالی قردش بودیم قردش تر شدیم .....اما مطلب برادر
از آسمان هم صدا میاد هم کمک هم نفس
ما گوشمون ودلمون رو باید آماده کنیم
به همدیگه کمک کنیم توجه واسطه آسمان وزمین رو راضی کنیم
دعاکن یاعلی
پاسخ:
سلام علیکم ...

والله من خوشم نمی‌آد ب کسی بگم فلانی آپ کردم و او رو ملزم ب نظر گذاشتن کنم، کسی خواست خب نگاه می‌کنه و نظر می‌نویسه. وبلاگ سفید هم المدالله تا حالا هر روز چ حالا خود مطلب و چ در نظرات در هر لحظه آپ می‌شه و نیاز ب گفتن نیس. ولی چشم بؤؤؤؤؤؤه قردش

شنیدم قردش شدید. خودت ک تو جریانی ی جریانی پیش اومد نتونستم بمونم ...

درسته. خودمون بایستی گوش‌هامون رو آماده کنیم واسه شنیدن صدای خدا !!! این ی جور مدد و کمک خواستن بود !!!

دعا کردم واست و محتاج دعا هستم قردش جان !!!

التماس دعا
یکشنبه 27 مرداد‌ماه سال 1392 07:21 ب.ظ
غلامحسین [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام داداش
دو گه وبلاگیما، تازا بحث یولا سالمیشام!
پاسخ:
سلام علیکم ...
آقا تو اسم غلامحسین جناس وجود داره ...
حالا بعدا مى گم چرا!!!
عیبى یوخ گلدیم
یکشنبه 27 مرداد‌ماه سال 1392 10:51 ب.ظ
تخریب چی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام...
داداش نمیخوای به افتخار تخریب چی رو برداری...
دیگه برا هندونه جا ندارم ...
راستی امروز امیرحسن... من ...نوحه ی روی رباب...
پاسخ:
سلام قردش ...
ن بابا بذار بمونه ...
روى رباب!!! حق مطلب رو ادا کردم ...
ى روز نیومدم دانشگاه ک اونم با حاج ودود بودم. جاى حسن خالى ...
ندن آخدون فرات ...
دوشنبه 28 مرداد‌ماه سال 1392 01:00 ب.ظ
فدایی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.
کاش راه چشمهایمان...گوشهایمان...دلمان را باز کنیم برای شنیدن صدای خداوند...برای فهمیدن دعای حجتش...
خطوط دلمان را قدری آزاد بگذاریم تا خدا بیشتر از این پشت خط نماند...
کاش از این 92نفریکی هم سهم دل ما باشد...
پاسخ:
سلام علیکم ...

شهید بهزاد امرائی:

"شهید هم چون شمعی است ک خود را می سوزاند تا بلکه بشریت در پرتو انوار بی نهایت روشن آن، راه صحیح چگونه زیستن را بیاموزد. شهیدان در سپهر عشق قرآنند. شهید هم چون قلبی ب اندام های مرده ی بی رمق جامعه، خون خویش را می رساند و بلندترین فریادش تکامل انسانیت در لوای قرآن است."

ممنون و التماس دعا
دوشنبه 28 مرداد‌ماه سال 1392 01:29 ب.ظ
آرپی چی زن [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام برادر نخسته دلاور
نیستی قارداش موفق باشی
لبیک یا حسین
پاسخ:
سلام علیکم ...

والله سرم گرم هس !!!

میآم می بینمت داااش ...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد