سفیـــــد

عمار امام خامنه‌ای

کربلا ...

 


پس ای کربلا؛ ای معبر سرخ منتظران جا مانده، یک بار دیگر، ندای "هل من ناصر" را به گوش‌های ناشنوای‌مان برسان؛ که اگر ندای عاشورا از جانمان برون رود، در منجلاب خلق و خوی فاسد دنیا، کرم‌های پرور و موریانه‌های حریصی بیش نخواهیم بود.


ای کربلا؛ ای تمیز دهندهی مسلمان نمایان از مسلمانان؛ بار دیگر به پا خیز و علمت را به دوش علمدار صبح بده تا بار دیگر صف قرآن خوانان مصحف صامت از قرآن به سینه‌های قرآن ناطق از هم جدا شوند. بار دیگر به پا خیز و کاروان خویش را از تاریخ شتک زده برگیر تا "ممهدین لهم بالتمکین من قتالکم" و "اشیاع" آنها و "اتباع" آنها و "اولیاء" آنها از اصحاب الحسین کناره گیرند.


ای کربلا؛ گردنهای عهد بسته با تو، هنوز باریکاند تا در مقتل کربلای عشق، آسانتر بریده شوند. هنوز هم بر سر میثاق ازلیاند تا حسین را بیشتر از سر خویش دوست داشته باشند.


کربلا ...

کربلا ...

کربلا ...

طاقت از کف بداده‌ایم ...

دریاب ...



سید مرتضی آوینی

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 03:40 ب.ظ | نویسنده: حاجی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد