
چشمانت را بستی که شرمندهات نشویم ما ...
چشمانت را بستی روی همهی گناهان ما ...
روی همهی خطاهای ما
ما هم همین کار را کردیم
چشممان را بستیم روی خونهای شهدا ...
تنها کارمان، شد کوچه به نامتان زدن ...
میدان را به اسمتان گذاشتن ...
این شد تمام سهم شما از جنگ ...
سهمیهای هم اگر ماند، شد داغ دل فرزندانتان ...
خون شما را بعدا خون دل کردند به امام سید علی....
خوشا به حالت
بسیجی شدی
بسیجی ماندی
بسیجی زنده شدی ...
هوالحبیب...
آری باز هم آن بسیجی ها ماندند و دل داغدار سید علی و ..
ولی بعضی چیز ها هنوزهم باقیست و مرهم سید علی
پدران مستدام آن شهدا در کنار انقلاب...
مادرانی که با افتخار هر پنجشنبه سر قبر شهیدانشان مینشینند...
غیرتمندانی که نمیگویند گرانی است و باید حرام خورد و جهاد(کسب روزی حلال) میکنند..
جوانانی که برای خواندن نمازشان لحظه شماری میکنند..
کودکانی که با تمام نداری رتبه اول کنکور میشوند ..
.
.
اما هنوز خیلی راه ماندست که بسیجی شویم بسیجی ای که همت ،شاهد خدا ،بدو غبطه بخورد:«من خاک پای بسیجی ها هم نمیشوم.ای کاش من یک بسیجی بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمیشدم.شما بسیجیان شریف تجسمی از روحیه بالا و برتر یک نسان کامل اید و امام زمان (عج)همواره در کنار شما بسیجیهاست.»
التماس دعا
سلام علیکم ...
هنوز خیلی راه مانده است ک بسیجی شویم ...
ممنون از لطف تون و محتاج دعا
سلام
اینقد دلم گرفته که دوست دارم داد بزنم
سرمو بکوبم به دیوار
فریاد بزنم و بگم
خدایا،چرا من؟
خوشحال میشم بهم سر بزنین
سلام علیکم ...
دعا کردم برای مادرتون ...
سلام عالی گفتی با این حرفا خیلیا به فکر می افتن که باید ذبسیجی شد و بسیجی ماند...
سلام داداش ابراهیم
اوهوم درسته ...
سلام داداش...
با " گفتمان مقاومت شکست خورده؟؟؟ " به روزم.
بیا تو بحث نیروی فکری!
چشم بؤؤؤؤؤه قردش ...
اومدم ...
سلام
خیلی متن قشنگ و دلنشینی بود
ممنون
به روزم
سلام علیکم ...
لطف دارید ...
سر زدم و نظر گذاشتم ...
موفق باشید ...
زنده تر از تو کسی نیست چرا گریه کنیم؟
مرگمان باد و مباد آن که تو را گریه کنیم
هفت پشت عطش از نام زلالت لرزید
ما که باشیم که در سوگ شما گریه کنیم؟
رفتنت آینه ی آمدنت بود ، ببخش
شب میلاد تو تلخ است که ما گریه کنیم؟
ما به جسم شهدا گریه نکردیم،مگر
می توانیم به جان شهدا گریه کنیم؟
گوش جان باز به فتوای تو داریم ، بگو
با چنین حال بمیریم و یا گریه کنیم؟
ای تو با لهجه ی خورشید سراینده ی ما
ما تو را با چه زبانی به خدا گریه کنیم؟
آسمانا!همه ابریم،گره خورده به هم
سر به دامان کدام عقده گشا گریه کنیم؟
باغبانا!ز تو و چشم تو آموخته ایم
که به جان تشنگیِه باغچه ها گریه کنیم...
سلام علیکم ...
چند بار خوندم شعر رو ک نوشته بودید، ممنون از لطفتون ...
التماس دعا