ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
سلام رفقا ...
نمی دونم چرا بعضی ها خیلی فرق کردن با گذشته هاشون. نیست ان اونی ک بودن. اگه قدیم اسم شون رو می شنیدم و یا جایی می گفتن، می گفتم آقانین بالاسی دی. دیگه همه چی رنگ و بویی غیر از خدا گرفته. همه چی رو گذاشتیم کنار فقط ...
امروز دعوت بودیم جایی. نمی گم از طرف کجا و با چ کسایی بودم. رفته بودیم دلستر بخریم جاش، شیر آب نشونمون دادن گفتن بخورید، شد قضیه امروز ما. مار از چی بدش می آد جلو در خونش سبز می شه. القصه رفتیم جایی ک قرار بود ی شخیتی رو ببینیم. ولی همون جور ک گفتم زرشک، خوردیم ب پست جناب ولایتی ...
ولایتی خودمون دیگه، تو انتخابات فقط ب خاطر خدا اومد وسط و ب خاطر خدا موند و ب خاطر خدا هم عمل کرد ...
نشستیم ببینیم جریان این مذاکارات چی بوده؟ گفتیم ک بگه از ناگفته های این ژنو. هر حال اولش ک شروع کرد ب انتقاد ک وضعیت فعلی ک باعث انجام مذاکرات شد رو، آقای احمدی نژاد باعث اش هس، او بوده ک این شده ک امروز بایستی چنین بشه. بعد ک در ادامه یکی از رفقا سوالی پرسید (شنیدید کسی ک دروغ می گه حرفی ک زده زود از یادش می ره) اینم همون جور شد و شروع کرد از وضعیت فوق العاده ایران در منطقه و فرا منطقه و این ک ایران دارای هم قدرت نظامی و هم سیاسی هس و بین کشورهای اسلامی تاثیرگذارترین هس. گفتم ای بابا. ببین سر و کارمون با کیا افتاده.
بعد شروع کرد ک ایران در مذاکره با 1+5 خوب عمل کرده و خود رهبری هم راضی هس. من چیزی نمی گم ولی انصافا برید متن آقا رو بخونید. چرا از حضرت آقا مایه می ذاری اونم الکی. من نمی نویسم و تحلیل نمی دم ولی خودتون متن رو بخونید. این رضایت هس. نامه جناب روحانی رو ک انگار ی مسئله ی بزرگ رو فتح کرده، انگار تونسته تمام مسائل رو حل کنه و تبریک اش ب ملت برا دو دستی تقدیم کردن هسته ای ایران ب اجنبی.
آخه دردم یکی دو تا نیس ک ...
اگه چاه کن بودی نمی رفتی راه مملکت فروشی رو جلو روت بذاری. اگه می خوای مسئله اقتصادی حل شه چرا از هسته ای مایه می ذاری؟ برو ببین مشکل اقتصادی کجاس؟ آره مطمئن باش جناب روحانی، شما 20 درصد رو کنسل کن، بعدش بیا بگو بقیه مفاد تعهدنامه رو اجرا کن. من همین جا می نویسم و پایینش رو امضاء می کنم ک اگه این نامردهای (دیگه فحشی تمیزتر نتونستم پیدا کنم) عمل کردن ب تعهداتشون اسم من رو هر چی می خوای بگو و بنویس.
برو این رئیس اتحادیه خودروسازانت رو دریاب ک هنوز اتفاقی نیافتاده اومده مصاحبه کرده ک اگه تحریم ها از بین بره، مردم انتظار کاهش قیمت خوردو رو نداشته باشن. خوردو سازان تازه اون وقت ضرری ک این مدت خورده بودن رو ترمیم می کنه ...
آخه یکی نیس بگه بی انصاف این پراید ک 70، 80 درصدش سود هس دیگه ملت رو ...
آه ...
بعد جناب ولایتی شروع کرد نحوه ی تولید اورانیوم رو توضیح دادن. وا عجبا ک چ ها شنیدیم. ایشون فرمودن ک سانتریفیوژ در ی دیقه 64000 دور می زنه. اورانیوم 238 ک سنگین هس دورتر از مرکز قرار می گیرن و 235 هم نزدیک ب مرکز. بعد 3.5 درصد تولید می شه، بعدش 5 درصد، و کسی ک بتونه 5 درصد رو تولید کنه می تونه 20 درصد و حتی 98 درصد رو هم تولید کنه. ای بابا. ن آخه چی فک کردی جناب. 20 درصد فناوری ساخت اش با 5 درصد یکی هس. 98 درصد با 5 درصد یکی هس. هر چ قدر سانتریفیوژ بیشتر بچرخه درصدش بیشتر می شه. عجب. ای بابا. از فردا بشینم تو خونه ب جای دود کردن اسفند اورانیوم تولید کنم. آره دیگه فوق اش 5 درصد نمی شه، 0.000001 درصد ک می شه ایجاد کرد. آب سنگین کشک. سانتریفیوژ کشک. دانشمند هسته ای کشک. زحمتی ک واسه فناوری 20 درصد کشیده شده کشک. منی ک اونجا نشستم کشک. حداقل رئیس دانشگاه ی جایی نشسته، چن تا دکتر نشسته، ب فکر خودت باش عمو جون.
یکی از بچه ها برگشته می گه ببین گوشام دراز نشده باشه. والله ب خدا ...
حالا بماند ک بعضی حرف ها رو نمی زنم و نمی نویسم ک زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد ...
فقط ی چیز ...
لبیک یا امام خامنه ای ...
وقتی بچه ها رفتند، آمدم پیش ابراهیم ...
هنوز متوجه حضور من نشده بود، توی حال خودش بود. با تعجب دیدم هرچند لحظه سوزنی را به صورتش و به پشت پلک چشمش می زند،
یکدفعه با تعجب گفتم: "چیکار می کنی داش ابرام؟"
تازه متوجه حضور من شده بود. جا خورد و برگشت گفت: "هیچی چیزی نشده."
اصرار کردم که باید بگی جون من ...
مکثی کرد و گفت: "سزای کسی که چشمش به نامحرم بیفته همینه."
آن موقع نفهمیدم چه می گوید. بعدها در تاریخ بزرگان خواندم دیدم آنها برای جلوگیری از آلوده شدن به گناه خودشان را تنبیه می کنند.
از صفات دیگرش این بود که اگر می خواست با زنی نامحرم حتی از بستگان صحبت کند، به هیچ وجه سرش را بالا نمی آورد. به قول دوستانش: "ابراهیم به زن نامحرم آلرژی داشت!"
شادی روحشون صلوات ...
حاجی: حاج ابرام رو آمحسن بهم معرفی کرد. ی مطلب هم ک توی وبلاگ خودش زده بود. این مطلب عجیب تو فک برد من رو ک ما کجا و داااش ابرام کجا؟ یعنی تا کجاها حواسشون بوده ...
الهی من لی غیرک ...
کاش میشد زمانی برسد ک با دستان مهربانت نشان سربازی ات را روی دوشم نصب کنی؛
کاش برسد زمانی ک برای شهادتم گریه کنی،
من منتظرم حضرت ماه