
زندگی در نظرم مسخره می آید ...
چه پیروزی هایش چه شکست هایش ...
چه حیات و چه مماتش ... و چه دلخوشی هایش !
چه امید بستن به ارزو ها و چه ترس از قضا و قدر ...
همه و همه در نظرم مسخره می آید .. !
به هیچ چیز و هیچ کس دلخوشی ندارم
از هیچ چیز و هیچ کس امید و انتظاری ندارم
فقط بخاطر وظیفه بر میخیزم
و بخاطر وظیفه زندگی میکنم ...
والا حیات بر من سنگین و غیر قابل تحمل بوده است ...
شهید دکتر مصطفی چمران
دردم از یار است و درمان نیز هم | | دل فدای او شد و جان نیز هم |
این که میگویند آن خوشتر ز حسن | | یار ما این دارد و آن نیز هم |
یاد باد آن کو به قصد خون ما | | عهد را بشکست و پیمان نیز هم |
دوستان در پرده میگویم سخن | | گفته خواهد شد به دستان نیز هم |
چون سر آمد دولت شبهای وصل | | بگذرد ایام هجران نیز هم |
هر دو عالم یک فروغ روی اوست | | گفتمت پیدا و پنهان نیز هم |
اعتمادی نیست بر کار جهان | | بلکه بر گردون گردان نیز هم |
عاشق از قاضی نترسد می بیار | | بلکه از یرغوی دیوان نیز هم |
محتسب داند که حافظ عاشق است | | و آصف ملک سلیمان نیز هم |